داستان برند آدیداس برندی برای برنده شدن – خانه سرمایه

در این سال آدولف به همراه همسرش کیت توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شدند اما پس از اینکه اعتراف کردند که در این کارخانه قصدشان تولید کفش های ورزشی بوده، بخشیده شدند و حتی بعد از آن خود مسئولین و نیروهای آمریکایی نیز مشتری کفش های ورزشی آدیداس شدند. در سال 1943 با حمله متفقین به آلمان اختلافات این دو برادر به اوج رسید و بعدها رادولف به بازداشت نیروهای آمریکایی درامد به او خبر رساندند که برادرت تو را معرفی کرده و در اصل او تو را فروخته است. رادولف توسط برادرش آدولف به ارتش آمریکا فروخته شد و تولیدی داسلر برای تولید سلاح توسط آمریکایی ها ویران شد. در گزارشها آمده بود که آدی و همسرش به نیروهای آمریکایی گفتند که رودولف داوطلبانه برای گشتاپو جاسوسی میکرده است. چون به این نتیجه رسیده بودند که کارخانه داسلر در خدمت نیروهای نازی بوده و علیه متفقین فعالیت مستقیم داشته است.

در جریان تقسیم اموال که بعد از اختلاف عمیق برادران داسلر به وجود آمد از کارمندان و بخش تولید شرکت خواسته شد که بین آدی و رودولف یکی را انتخاب کنند. در سال 1998 آدیداس از انجمن ملی ورزش کالج به دلیل محدودیت هایی که به وجود آورده بود ، شکایت کرد. این رقابت حتی در بین مردم شهر هم رسوخ کرده بود، آنها همیشه علاقه داشتند تا ببینند که خارجی هایی که به شهرشان می آیند چه کفشی به پا دارند؟ گرچه چالش هایی بر سر رقابت و کپی برداری نهادهای ورزشی از لوگو و برند داشت و البته شکایت هم کرد و نتیجه گرفت، اما با ادغام آدیداس با چند شرکت دیگر (در راس آنها گروه سالامون) و خریدن شرکت هایی چون «ریباک» و استخدام بهترین متخصصان طراحی پوشاک ورزشی، خود را در مقام رقابت تنگاتنگ با «نایک» رقیب دیرینه آمریکایی قرار داد. این لوگو با سه خط ساده ی خود به کیفیت، انعطاف پذیری و در اختیار داشتن بازار اشاره می کند.

این انجمن تصویب کرده بود که آدیداس تنها می تواند از لوگو خود در لباس های ورزشی استفاده کند و نمی تواند نام برند خود را در پایین لوگو چاپ نماید. سفارشات و فروش آدیداس به گونه ای بود که تا قبل از شروع جنگ جهانی دوم، این شرکت 200هزار جفت در هر سال کفش می فروخت. در این حین آدولف بسیار مخالف کارهای برادرش بود و اصلا علاقه ای نداشت که خیلی در مسائل جنگ ورود کند و دقیقا از همین جا اختلافات این دو برادر شروع شد. اولین و تنهاترین لباسی که آدیداس تولید کرد گرم کن فرانز بکن بائر بود. رابرت لوئیس دریفوس مدیرعامل جدید آدیداس شد .اداره ی کمپانی با فردی جدید کاملا غیر ممکن بود ولی در عین حال باید کار صورت میگرفت.رابرت به همراه همکارش کریستین ترس به این نتیجه رسیدند که آدیداس ورشکسته نیاز به تاسیس مجدد ندارد بلکه نیازمند یک شیوه ی نوین است تا بتواند سر پا بماند.او بلندپروازی های زیادی کرد و کمپانی آدیداس را به سمت مسیر پیشرفت هدایت نمود.در سال 1995 یعنی شش سال پس از همکاری ادیداس یک شرکت دولتی شناخته شد و در زمینه ی داد و ستد هم نتوانست به شهرت برسد.

برند آدیداس بعدها به کمپانیهای دیگر واگذار شد تا بتواند روزهایی نو را برای دنیای کفش و وسایل ورزشی بسازد. اما کلمه رقابت با ابهت ترسناکش برای بزرگان ، کمپانیها و افراد موفق ترسی در پی ندارد. در سال 1960 پوما به آرمین هری دونده دو 100 متر پیشنهاد داد که با کفش های پوما به رقابت بپردازد، هری چون با آدیداس قرار داد داشت در ابتدا نپذیرفت و به آدیداس پیشنهاد داد که یا به او مبلغی پرداخت می کند و یا او دیگر با آدیداس همکاری نخواهد کرد و کفش های پوما را می پوشد. در سال 1943 بین آدولف و برادرش رادولف که موسسان شرکت آدیداس بودند اختلاف ایجاد شد و همکاری تجاریشان به جدایی انجامید. بالاخره بعد از مذاکرات فراوان جسی اونز قبول کرد که از کفش های آدیداس برای شرکت در مسابقات استفاده کند. چهر سال بعد و در المپیک 1952 جوزی بارتل اولین مدال طلا خود را در رشته دو و میدانی با کفش پوما به دست آورد و این یک افتخار برای پوما محسوب می شد.